السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
85
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
شنيدن اين خبر به وحشت افتادند . » « 1 » حديث دوم : طبرى در سال يازده هجرى از سيف نقل مىكند كه راوى از سعيد بن زيد پرسيد : هنگام وفات رسول خدا ( ص ) بودى ؟ گفت : آرى - با ابو بكر در چه روزى بيعت شد ؟ - همان روز كه رسول خدا ( ص ) وفات كرد ، چون مردم نخواستند نيم روزى را هم بدون تشكيلات اجتماعى به سر برند . - كسى هم با بيعت ابو بكر مخالفت كرد ؟ - نه ، مگر آن كس كه مرتد شده بود يا آن كه نزديك بود مرتد شود ، پس از آن كه خداوند آنان را از دست انصار نجات بخشيد . - آيا كسى از مهاجرين از بيعت سر باز زد ؟ - نه ، مهاجرين همه ، بدون اين كه كسى به آنان پيشنهاد كند پشت سر هم بيعت كردند . حديث سوّم : طبرى نيز دربارهء كوشش انصار در بيعت گرفتن براى سعد بن عباده و مخالفتشان با ابو بكر چنين روايت كرده است « 2 » كه سيف به سند خود از سهل و ابى عثمان و او از ضحّاك بن خليفه روايت مىكند كه گفت : « هنگامى كه حباب بن منذر « 3 » به پا خاست و شمشير كشيد ، گفت : أنا جذيلها المحلك ، و عذيقها المرجب ، أيا ابو شبل فى عرينة الاسد « 4 » » . پس عمر به وى حمله كرد و آن چنان بر دستش كوبيد كه شمشير از دستش افتاد . عمر شمشير را برگرفت و به طرف سعد بن عباده حملهور شد . ديگران نيز به طرف سعد هجوم آوردند و پياپى با ابو بكر بيعت نمودند ، و اين كار انصار لغزشى بود چون لغزشهاى
--> ( 1 ) . اصابه : 2 / 240 - الجرح والتعديل ، رازى ج 3 قسمت 2 / 136 . ( 2 ) . طبرى ، ج 3 ، ص 210 . ( 3 ) . حباب بن منذر از اصحاب پيغمبر ( ص ) و شرح حال او و ديگر از صحابه پس از اين خواهد آمد . ( 4 ) . اين سه جمله از مثلهاى عربى است و معنايش چنين است كه من چوبى باشم كه در خوابگاه شتران نهند براى اين كه هنگام خارش خود را بدان سايند ( و اين كنايه است از اين كه به رأى من در هنگام گرفتارى پناه برند ) و من چون آن درخت تنومندى هستم كه در گرفتارىها به سايه من پناه مىآورند و تندباد حوادث آسيبى به من نرساند . من چون پدر شير بچهگانم در لانهء شير .